<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>اقتصاد و برنامه ریزی شهری</title>
    <link>https://www.juep.net/</link>
    <description>اقتصاد و برنامه ریزی شهری</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 27 Oct 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 27 Oct 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر هزینه‌های ساخت و ساز و قیمت زمین بر توسعه اقتصادی ایران با روش PCA</title>
      <link>https://www.juep.net/article_232978.html</link>
      <description>هدف این پژوهش بررسی تأثیر هزینه‌های ساخت‌و‌ساز و قیمت زمین بر توسعه اقتصادی ایران طی دوره سال‌های 1380 تا 1400 می‌باشد. این پژوهش در حوزه اقتصاد کلان جای گرفته و در آن از متغیرهای نرخ رشد اقتصادی، ضریب جینی، نرخ بیکاری، شاخص رفاه لگاتوم و شاخص توسعه انسانی برای تشکیل شاخص توسعه اقتصادی با روش PCA استفاده شده است؛ همچنین برای هزینه‌های ساخت‌و‌ساز، از متغیر برآورد متوسط هزینه بنا و برای قیمت زمین از شاخص قیمت زمین بهره‌گیری شده است. مدل برآوردی این پژوهش ARDL بوده و برای تجزیه‌و‌‌تحلیل داده‌ها نیز از آزمون‌های آمار توصیفی، مانایی ADF، فروض کلاسیک، شکست ساختاری CUSUM، کرانه‌ها (Bound Test) و تصحیح خطای مدل ECM بهره گرفته شده است. یافته‌های این پژوهش نشان داد که هزینه‌های ساخت‌و‌ساز و قیمت زمین بر توسعه اقتصادی ایران در دوره زمانی مورد نظر، رابطه منفی و معنادار داشته‌اند. شایان ذکر است که محدودیت‌ این پژوهش مربوط به داده‌های آن است که تنها از داده‌های مناطق شهری ایران استفاده شده و آمار مربوط به مناطق روستایی در دسترس نمی‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل اثرات اقتصادی-اجتماعی پیاده‌روهای گسترده بر احیای مراکز محلات فرسوده (مطالعه موردی: محله فیض آباد کرمانشاه)</title>
      <link>https://www.juep.net/article_239115.html</link>
      <description>مراکز محلات فرسوده، به‌عنوان نگین‌های هویتی شهرها، نقشی بی‌بدیل در انسجام اجتماعی و تداوم حیات شهری ایفا می‌کنند. احیای این کانون‌ها تضمین‌کننده پویایی اقتصادی و تقویت سرمایه‌های اجتماعی در مقیاس محلی است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل اثرات اقتصادی-اجتماعی پیاده‌روهای گسترده بر احیای مرکز محله فیض‌آباد کرمانشاه انجام شد. این مطالعه با رویکرد ترکیبی (کمی و کیفی) و از طریق پیمایش میدانی با ابزار پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته (۱۴ سؤال) و تکمیل آن توسط ۳۶۵ نفر از ساکنان و کسبه محله، همراه با مشاهده و تحلیل اسناد، صورت گرفت. روایی پرسشنامه به‌صورت صوری-محتوایی و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ 87/0 تأیید شد. داده‌ها با نرم‌افزار SPSS و با استفاده از آمار توصیفی و آزمون همبستگی پیرسون تحلیل شدند. یافته‌های توصیفی نشان داد مؤلفه‌های &amp;amp;laquo;رونق کسب‌وکارهای محلی&amp;amp;raquo; (با میانگین 45/4) و &amp;amp;laquo;افزایش ارزش املاک&amp;amp;raquo; (با میانگین 34/4) در بُعد اقتصادی، و مؤلفه‌های &amp;amp;laquo;پویایی حیات اجتماعی&amp;amp;raquo; (با میانگین 01/4) و &amp;amp;laquo;حفظ هویت محله‌ای&amp;amp;raquo; (با میانگین 89/3) در بُعد اجتماعی، بیشترین میانگین را کسب کردند. از سوی دیگر، نتایج آزمون همبستگی پیرسون حاکی از وجود رابطه‌ای بسیار قوی و مثبت بین اجرای پروژه پیاده‌روهای گسترده و احیای محله بود، به‌طوری که ضریب همبستگی برای عامل اقتصادی 91/0 و برای عامل اجتماعی 87/0 به‌دست آمد که در سطح 01/0 معنادار بودند. درمجموع، یافته‌ها اثربخشی راهبرد پیاده‌محورسازی را به‌عنوان یک اقدام یکپارچه در احیای اقتصادی-اجتماعی بافت‌های فرسوده شهری تأیید می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین چشم‌انداز توسعه شهری همدان در افق ۱۴۲۴ با رویکرد استراتژی توسعه شهری (CDS)</title>
      <link>https://www.juep.net/article_239649.html</link>
      <description>در پی ناکامی الگوهای سنتی برنامه‌ریزی کالبدی در مدیریت پیچیدگی‌های شهری، رویکرد &amp;amp;laquo;استراتژی توسعه شهری&amp;amp;raquo; (CDS) به عنوان پارادایمی نوین برای تحقق پایداری و بهبود حکمرانی مطرح شده است. پژوهش حاضر با هدف بازاندیشی در نظام برنامه‌ریزی همدان و تبیین چشم‌انداز استراتژیک این شهر در افق ۱۴۲۴ انجام یافته است؛ شهری که علی‌رغم پتانسیل‌های غنی، با چالش‌هایی نظیر توسعه فضایی نامتوازن، تصلب برنامه‌ریزی و گسست‌های نهادی روبروست. این مطالعه با اتکا بر رویکرد ترکیبی ، از تحلیل اسنادی، مصاحبه‌های عمیق با خبرگان و تکنیک دلفی در سه دور (با ضریب کندال ۰.۷۴) بهره گرفته است. یافته‌ها منجر به تدوین چشم‌اندازی بهینه با محوریت الگوی &amp;amp;laquo;شهر دانشگاهی&amp;amp;ndash;گردشگری&amp;amp;raquo; گردید که مزیت‌های رقابتی همدان را با چهار رکن اصلی CDS پیوند می‌دهد. نتایج نشان می‌دهد تحقق این چشم‌انداز مستلزم: ۱) ارتقای رقابت‌پذیری از طریق اقتصاد دانش‌بنیان و گردشگری سلامت؛ ۲) افزایش زیست‌پذیری با احیای بافت تاریخی و الگوی بوم‌شهر؛ ۳) بهبود پایداری مالی با رویکرد بانک‌پذیری و جذب سرمایه خصوصی؛ و ۴) استقرار حکمرانی پاسخ‌گو جهت مدیریت تعارضات گفتمانی است. نوآوری پژوهش در سه سطح مدل‌سازی بومی CDS، شناسایی گسست‌های نهادی با تحلیل آگونیستی و ارائه چارچوب اجرایی برای گذار از طرح‌های جامع ایستا به مدیریت استراتژیک پویا تبلور یافته است. این سند راهبردی با شناسایی ریسک‌های اکولوژیک و نهادی، نقشه‌ی راهی برای تبدیل سرمایه‌های نمادین همدان به مزیت‌های مطلق اقتصادی و اجتماعی ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش باغچه‌های اشتراکی در بهبود سلامت روانی و پیوند نسلی: شواهدی از شهرک اکباتان تهران</title>
      <link>https://www.juep.net/article_239993.html</link>
      <description>شهری‌سازی سریع در کلان‌شهرهای ایران، به‌ویژه مجتمع‌های پرتراکمی همچون شهرک اکباتان تهران، به انزوای اجتماعی، تضعیف پیوندهای بین‌نسلی و چالش‌های سلامت روان انجامیده است. این پژوهش با هدف بررسی نقش باغچه‌های اشتراکی خودجوش به‌ عنوان ابزاری کم‌هزینه به منظور ارتقای رفاه روانی و انسجام نسلی و ارائۀ پیامدهای سیاستی برای برنامه‌ریزی پایدار شهری انجام شد. روش پژوهش ترکیبی (کمی ـ کیفی) و جامعۀ آماری آن، ساکنان فعال در باغچه‌های اشتراکی اکباتان بودند. پرسش‌نامه‌ای استاندارد (شامل مقیاس WHO-5، 9 گویه لیکرت و سؤالات باز) میان ۸۸ نفر (نمونه‌گیری هدفمند ـ گلوله‌برفی) توزیع شد. پایایی ابزار با آلفای کرونباخ 0/91 و 0/85 تأیید شد. تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار SPSS (آمار توصیفی، همبستگی پیرسون، آزمون t) و تحلیل مضمون صورت گرفت. یافته‌ها میانگین رفاه روانی 19/12 از ۲۵ و پیوند نسلی 3/83 از ۵ را نشان داد. بالاترین امتیاز به &amp;amp;laquo;احساس مفید بودن از یادگیری متقابل&amp;amp;raquo; (4/33) تعلق داشت. تفاوت گروه‌های سنی معنادار نبود (0/05</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه نقش ساختارهای اقتصادی بر پویایی گردشگری خلاق در بازار تاریخی تبریز</title>
      <link>https://www.juep.net/article_238587.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تحلیل تأثیر ساختارهای اقتصادی بر پویایی گردشگری خلاق در بازار تاریخی تبریز انجام شده است؛ فضایی که با وجود ظرفیت‌های فرهنگی و اقتصادی قابل توجه، به‌دلیل ضعف در سازوکارهای سرمایه‌گذاری، ناهماهنگی نهادی و محدودیت‌های مالی نتوانسته است پیوند مؤثری با اقتصاد خلاق برقرار کند. مطالعه حاضر با رویکرد کمی و بر مبنای پوزیتیویسم اجتماعی طراحی شد و داده‌ها از طریق پرسشنامه ساخت‌یافته از ۳۸۵ نفر از فعالان اقتصادی، کارآفرینان خلاق، مدیران و گردشگران جمع‌آوری گردید. پایایی شاخص‌ها با آلفای کرونباخ و روایی سازه با تحلیل عاملی تأییدی تأیید شد و مدل‌سازی معادلات ساختاری برای ارزیابی روابط علّی به کار رفت. نتایج نشان داد که در سازه پیشران‌های اقتصادی، سرمایه‌گذاری (&amp;amp;beta;=0.82)، اشتغال پایدار (&amp;amp;beta;=0.81)، کارآفرینی خلاق (&amp;amp;beta;=0.79) و زیرساخت‌های مالی (&amp;amp;beta;=0.74) مهم‌ترین عوامل تقویت‌کننده ساختار اقتصادی بازار هستند. در سازه اقتصاد گردشگری خلاق نیز اقتصاد خلاق (&amp;amp;beta;=0.76) و همکاری میراث&amp;amp;ndash;اقتصاد&amp;amp;ndash;گردشگری (&amp;amp;beta;=0.72) نقش مؤثری داشتند. در نهایت، در سازه پویایی گردشگری، اثر اجتماعی (&amp;amp;beta;=0.86)، اثر اقتصادی (&amp;amp;beta;=0.79)، رضایت گردشگر (&amp;amp;beta;=0.81)، اثر زیست‌محیطی (&amp;amp;beta;=0.78) و اثر فرهنگی (&amp;amp;beta;=0.71) اثرگذاری معناداری نشان دادند. این یافته‌ها بیانگر آن است که تقویت پویایی گردشگری خلاق در بازار تبریز مستلزم توسعه زیرساخت‌های مالی، افزایش سرمایه‌گذاری محلی، حمایت از کارآفرینی خلاق و شکل‌دهی سازوکارهای هماهنگ میان میراث، اقتصاد و گردشگری است. این چارچوب می‌تواند مبنایی برای سیاست‌گذاری و مداخلات توسعه‌ای در بازارهای تاریخی فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>برنامه‌ریزی شهری بیوفیلیک به‌عنوان راهبردی برای ارتقای بهره‌وری انرژی شهری: مدل‌سازی تجربی در ارومیه</title>
      <link>https://www.juep.net/article_241776.html</link>
      <description>شتاب شهرنشینی و افزایش مصرف انرژی، ضرورت بهره‌گیری از رویکردهای نوین طراحی شهری هم‌راستا با طبیعت را برجسته ساخته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش برنامه‌ریزی شهری بیوفیلیک در ارتقای کارایی انرژی کلان‌شهر ارومیه انجام شد. تحقیق با رویکرد کمی&amp;amp;ndash;تحلیلی و بر پایه داده‌های حاصل از پرسشنامه تخصصی ۳۶۰ نفر از متخصصان حوزه طراحی شهری، انرژی و محیط‌زیست صورت گرفت و روابط علّی متغیرها با مدل‌سازی معادلات ساختاری ارزیابی شد. نتایج نشان داد تمامی مسیرهای پیشنهادی معنادار هستند. ویژگی‌های کالبدی و طراحی محیطی بیشترین اثر مستقیم را بر کارایی انرژی داشتند، پس از آن فضاهای سبز و دسترسی و ارتباط انسان با طبیعت قرار گرفتند. همچنین ابعاد روانی&amp;amp;ndash;اجتماعی انسان و مدیریت و نوآوری بیوفیلیکی نقش میانجی مؤثری ایفا کردند. شاخص‌های برازش مدل نیز وضعیت مطلوبی را نشان دادند. یافته‌ها بیانگر آن است که طراحی شهری بیوفیلیک از طریق بهبود خرداقلیم، ارتقای کیفیت محیطی و تقویت سازوکارهای نهادی می‌تواند به‌عنوان راهبردی یکپارچه برای توسعه شهری کم‌کربن در شهرهای سرد و نیمه‌خشک مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>هوشمندسازی شهری چگونه به ارتقای زیست‌پذیری شهری می‌انجامد؟ نمونه مطالعاتی: منطقه ۶ شهر تهران</title>
      <link>https://www.juep.net/article_242512.html</link>
      <description>رشد سریع فناوری‌های دیجیتال و گسترش رویکرد شهر هوشمند به یکی از محورهای اصلی برنامه‌ریزی و مدیریت شهری تبدیل شده است؛ با این حال، همچنان ابهام‌هایی جدی درباره تأثیر واقعی هوشمندسازی بر زیست‌پذیری شهری و تجربه زیسته ساکنان، به‌ویژه در بافت‌های متراکم شهرهای درحال‌توسعه، وجود دارد. این پژوهش با هدف تبیین و سنجش روابط میان مؤلفه‌های هوشمندسازی شهری و ابعاد زیست‌پذیری شهری در منطقه ۶ شهر تهران انجام شده و به بررسی شکاف میان سیاست‌های فناورانه و ادراک شهروندان می‌پردازد. پژوهش از رویکرد آمیخته بهره می‌گیرد؛ داده‌های کیفی از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۳ نفر از مدیران و خبرگان شهری گردآوری و با تحلیل تماتیک تحلیل شد و داده‌های کمی با استفاده از پرسشنامه‌ای مبتنی بر هفت سازه اصلی از ۳۸۶ نفر از ساکنان منطقه جمع‌آوری و با مدل‌سازی معادلات ساختاری تحلیل گردید. یافته‌ها نشان می‌دهد مؤلفه‌های هوشمندسازی تأثیر معناداری بر زیست‌پذیری دارند، اما این تأثیر در میان سازه‌ها یکسان نیست. حکمرانی هوشمند، عدالت و شمول اجتماعی و کیفیت تجربه زیسته نقش پررنگ‌تری ایفا می‌کنند، در حالی که دسترسی صرف به فناوری، بدون تقویت ظرفیت‌های نهادی و اجتماعی، اثر محدودی دارد. در مجموع، نتایج نشان می‌دهد ارتقای زیست‌پذیری شهری در چارچوب شهر هوشمند مستلزم رویکردی انسان‌محور و زمینه‌مند فراتر از مداخلات فناورانه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش زیرساخت های سبز شهری بر پایداری اجتماعی (نمونه موردی: محلات قدیمی شهر همدان)</title>
      <link>https://www.juep.net/article_240350.html</link>
      <description>زیرساخت‌های سبز شهری به‌عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه پایدار، نقشی اساسی در ارتقای کیفیت زندگی شهروندان و تحقق پایداری اجتماعی ایفا می‌کنند. با وجود اهمیت این مؤلفه، بسیاری از شهرهای ایران به‌ویژه در بافت‌های قدیمی، در دهه‌های اخیر با چالش‌هایی نظیر کاهش فضاهای سبز محلی، فرسایش قنوات و چشمه‌ها و افت تعاملات اجتماعی مواجه شده‌اند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل نقش زیرساخت‌های سبز شهری در ارتقای پایداری اجتماعی محلات تاریخی شهر همدان انجام گرفته است. روش تحقیق از نوع توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و از نظر هدف، کاربردی است. برای گردآوری داده‌ها از پرسش‌نامه استفاده شده و جامعه آماری شامل ساکنان پنج محله قدیمی شهر همدان (کلپا، کبابیان، حاجی، آقاجانی‌بیگ و خاتونیه) است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 385 نفر تعیین و داده‌ها با بهره‌گیری از نرم‌افزارهای SPSS و AMOS مورد تحلیل عاملی و مدل‌سازی معادلات ساختاری قرار گرفت. نتایج نشان داد میان زیرساخت‌های سبز شهری و ابعاد پایداری اجتماعی شامل هویت محله‌ای، حس تعلق به مکان، حضورپذیری اجتماعی، ایمنی و امنیت، مشارکت اجتماعی و دسترسی رابطه‌ای معنادار وجود دارد. در میان این ابعاد، &amp;amp;laquo;هویت محله‌ای&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;دلبستگی مکانی&amp;amp;raquo; بیشترین تأثیر را از زیرساخت سبز پذیرفته‌اند، در حالی‌که &amp;amp;laquo;مشارکت اجتماعی&amp;amp;raquo; کمترین میزان ارتباط را نشان داده است. بر این اساس، حفظ و احیای عناصر طبیعی نظیر چشمه‌ها، قنوات و چمن‌محلات می‌تواند به‌عنوان راهبردی مؤثر در ارتقای کیفیت زندگی و پایداری اجتماعی بافت‌های تاریخی شهری مدنظر قرار گیرد</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل چالش های توسعه مسکن مقرون به صرفه با استفاده از فناوری های ساخت و ساز: مورد مطالعه منطقه 22 شهر تهران</title>
      <link>https://www.juep.net/article_240621.html</link>
      <description>مسکن مقرون‌به‌صرفه، به‌عنوان یکی از ارکان عدالت اجتماعی و توسعه پایدار شهری، طی سال‌های اخیر به یکی از چالش‌های اساسی کلان‌شهرها تبدیل شده است. با وجود مطالعات متعدد درباره مسکن مقرون‌به‌صرفه، نقش عملیاتی فناوری‌های نوین ساخت‌وساز در پیوند با شرایط نهادی و مکانی مشخص، به‌ویژه در پهنه‌های شهری پروژه‌محور مانند منطقه ۲۲ شهر تهران، کمتر به‌صورت تجربی و عمیق مورد بررسی قرار گرفته است. در این زمینه، به‌کارگیری فناوری‌های نوین ساخت‌وساز می‌تواند نقش مهمی در کاهش هزینه‌ها، افزایش بهره‌وری و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان ایفا کند، مشروط بر آنکه با بسترهای نهادی، اجتماعی و فضایی سازگار باشد. هدف این پژوهش، بررسی چالش‌ها و راهکارهای توسعه مسکن مقرون‌به‌صرفه با بهره‌گیری از فناوری‌های نوین ساخت‌وساز در منطقه ۲۲ شهر تهران است. این مطالعه با رویکرد کیفی و ماهیت کاربردی انجام شده و داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۳ نفر از خبرگان حوزه مسکن، شهرسازی و فناوری‌های ساخت گردآوری و با استفاده از روش تحلیل مضمون تحلیل شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که تحقق مسکن مقرون‌به‌صرفه صرفاً به کاربست فناوری‌های نوین وابسته نیست، بلکه نیازمند هماهنگی نهادی، سیاست‌های حمایتی و فراهم‌سازی بسترهای قانونی و مالی متناسب با شرایط محلی است. در مجموع، پنج مقوله اصلی شامل تعامل نهادی و اجتماعی، فناوری و مصالح نوین، مشکلات ساختاری، ویژگی‌های منطقه ۲۲ شهر تهران و سیاست‌ها و پیشنهادها شناسایی شد. نتایج حاکی از آن است که بهره‌گیری از فناوری‌هایی نظیر سیستم‌های پیش‌ساخته، چاپ سه‌بعدی و مصالح سبک و بازیافتی، در صورت بومی‌سازی و استانداردسازی مناسب، می‌تواند به‌طور معناداری هزینه و زمان ساخت را کاهش دهد. در نهایت، دستیابی به مسکن مقرون‌به‌صرفه مستلزم اتخاذ رویکردی سیستمی و هماهنگ میان نهادهای سیاست‌گذار، بخش خصوصی و توسعه فناوری‌های نوین ساخت‌وساز است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پدیدارشناسی اقتصاد شهری مبتنی بر حمل‌ونقل عمومی در جزایرگردشگرمحور (جزیره کیش)</title>
      <link>https://www.juep.net/article_242894.html</link>
      <description>اقتصاد حمل‌ونقل در مقیاس شهرهای جزیره‌ای، اقتصادی عجین شده با حجم و شدت ورودی‌ها و خروجی‌های گردشگری است که در انطباق با مقیاس کارکردی آن هویت می‌یابد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تجربه زیسته ساختار اقتصاد مبتنی بر حمل‌ونقل عمومی در جزیره گردشگری کیش ماهیت یافته است. روش پژوهش با رویکرد کیفی و بهره‌گیری از روش پدیدارشناسی تفسیری انجام شده است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ناوگان حمل‌ونقل عمومی (تاکسی) جمع‌آوری و با استفاده از کدگذاری، مفهوم‌سازی و مقوله‌بندی و تحلیل تفسیری مورد تبیین قرار گرفت. نتایج حاصل از 211 کد نهایی، 18 مفهوم و 4 مقوله نشان می‌دهد که اقتصاد مبتنی بر حمل‌ونقل عمومی جزیره کیش در بستر یک زیست‌جهان جزیره‌ای شکل‌گرفته است که وابستگی شدید بر حجم و شدت گردشگری دارد. محدودیت‌های جغرافیایی، تمرکز اقتصادی بر گردشگری و وضعیت منطقه آزاد، ساختار ویژه‌ای برای فعالیت ناوگان ایجاد کرده و تغییرات فصلی گردشگری تأثیر مستقیم بر اقتصاد آن دارد. یافته‌ها نشان می‌دهد وجود نگرانی عمیق و پنهان از شکنندگی اقتصاد جزیره حاصل از تجربه زیسته بحران‌هایی نظیر همه‌گیری کرونا و جنگ دوازده‌روزه، به‌عنوان خاطره‌های جمعی مشترک، آسیب‌پذیری شدید اقتصاد گردشگری را در ذهن ذینفعان اقتصاد حمل‌ونقل عمومی تثبیت کرده است. در نتیجه اقتصاد حمل‌ونقل عمومی کیش در تجربه زیسته ناوگان، اقتصادی است که از دل هم‌زیستی با ظرفیت‌ها و محدودیت‌های جزیره هویت یافته و میان آرامش نسبی روزمره و بیم ناپایداری آینده در نوسان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل اثرات گردشگری بر توسعه پایدار منطقه‌ای (مطالعه موردی: بخش کویرات شهرستان آران و بیدگل)</title>
      <link>https://www.juep.net/article_243021.html</link>
      <description>گردشگری به‌عنوان یکی از ابزارهای توسعه منطقه‌ای، در صورت فقدان برنامه‌ریزی یکپارچه می‌تواند به پیامدهایی ناپایدار، به‌ویژه در مناطق کویری، منجر شود. هدف پژوهش حاضر تحلیل اثرات گردشگری بر توسعه پایدار منطقه‌ای در ابعاد اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی و زیست‌محیطی در بخش کویرات شهرستان آران و بیدگل است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی-تحلیلی با رویکرد کمی است. جامعه آماری شامل ساکنان بخش کویرات به تعداد 11745 نفر بود که حجم نمونه با استفاده از نرم‌افزار G*Power برابر با 260 نفر برآورد و نمونه‌گیری به روش تصادفی ساده انجام شد. داده‌ها از طریق پرسشنامه محقق‌ساخته گردآوری و با استفاده از آزمون‌های T تک‌نمونه‌ای، T مستقل، همبستگی پیرسون و فریدمن در نرم‌افزار SPSS تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که میانگین ادراک ساکنان از اثرات گردشگری در بعد اقتصادی (3/00)، اجتماعی-فرهنگی (2/93) و زیست‌محیطی (3/01) بسیار نزدیک به سطح متوسط بوده و هیچ‌یک از این ابعاد تفاوت معناداری با مقدار مرجع (3) نداشتند. نتایج آزمون فریدمن بیانگر آن بود که اگرچه بعد اقتصادی در مقایسه با دو بعد دیگر اولویت نسبی بالاتری دارد، اما این تفاوت از نظر آماری معنادار نیست. همچنین، بین تمامی ابعاد توسعه پایدار روابط مثبت و معناداری مشاهده شد، در حالی که تفاوت معناداری میان دیدگاه زنان و مردان وجود نداشت. در مجموع، نتایج نشان می‌دهد گردشگری در وضعیت کنونی خود نتوانسته نقش مؤثری در تحقق توسعه پایدار منطقه‌ای ایفا کند و آثار آن از دیدگاه جامعه محلی در سطحی محدود باقی مانده است؛ امری که ضرورت گذار به الگوهای برنامه‌ریزی‌شده، مشارکت‌محور و متناسب با ظرفیت‌های مناطق کویری را برجسته می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازسازی شرایط امکان ناسازگاری نظر و عمل در برنامه‌ریزی فضایی ایران به‌هنگام تنظیم‌شدن نسبت میان کلیت ملی و تکثرهای منطقه‌ای</title>
      <link>https://www.juep.net/article_243108.html</link>
      <description>هدف این پژوهش واکاوی لحظه‌ای است که سازماندهی فضایی توسعه ملی و منطقه‌ای به‌مثابه مسئله‌ای برنامه‌ریزی‌شدنی صورت‌بندی می‌شود؛ لحظه‌ای تعیین‌کننده در داوریِ عملی برنامه‌ریزی برای تنظیم نسبت میان کلیت ملی و تکثرهای منطقه‌ای و آغاز شکل‌گیری ناسازگاری ساختاری میان نظر و عمل در برنامه‌ریزی فضایی ایران. برای فهم هستی‌شناختی این لحظه، پژوهش با ترکیب دو رویکرد رئالیسم انتقادی و هرمنوتیک فلسفی انجام شده است. این مطالعه از نوع کیفی تفسیری و بنیادی است و تحلیل آن از طریق خوانش تفسیری اسناد برنامه‌های توسعه، متون آمایش سرزمین، قوانین و اسناد نهادی برنامه‌ریزی از آغاز نوسازی تا برنامه هفتم توسعه صورت گرفته است. فرایند تحلیل با حرکت در دور هرمنوتیکی میان افق تاریخی، متون برنامه‌ای و پیش‌فهم پژوهشگر، به شناسایی الگوهای پایدار پرسش و تنش‌های معنایی در صورت‌بندی توسعه ملی&amp;amp;ndash;منطقه‌ای انجامید.یافته‌ها نشان می‌دهد که برنامه‌ریزی همواره کوشیده است توسعه را به‌مثابه کلیتی ملی و قابل هدایت در زمان تثبیت کند، در حالی‌که تکثرهای منطقه‌ای پیوسته آینده‌های متفاوت و عدم‌قطعیت‌های فضایی را به این کلیت وارد کرده‌اند. پاسخ تاریخی نظام برنامه‌ریزی به این تنش، نه پذیرش دو سطح فضایی متفاوت یا دو منطق سیاستی مستقل، بلکه بازصورت‌بندی مداوم موقعیت مواجهه از طریق شیوه‌های مختلف تنظیم زمان توسعه بوده است؛ از همگن‌سازی فضایی، ساختاری‌سازی زمان‌مندی و زیستن با عدم‌قطعیت تا میانجی‌گری هویت ملی و استحالۀ منطقه در منطق‌های شبکه‌ای و زنجیره‌ای توسعه ملی. بر این اساس، ناسازگاری نظر و عمل نه شکافی پرشدنی، و نه حتی پیامد، بلکه خودش منطقِ درونیِ یک افقِ فهمِ مسلط است که برای حفظ انسجام و امکان کنش در زمان توسعه، تفاوت‌های فضایی را مهار، تعلیق یا بازجذب می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد و بررسی چارچوب نظری و روش‌شناختی تحقیقات و برنامه‌های اقتصادی شهرداری تبریز</title>
      <link>https://www.juep.net/article_235581.html</link>
      <description>درحالی‎که شهر تبریز گرفتار مسائل مختلفی مثل نظام بودجه‌ریزی غیرعملیاتی، عدم‌شفافیت، حامی‌پروری، ظرفیت پایین اجرای سیاست‌ها و برنامه‌ها، فن‌سالاری در تصمیم‌گیری، سرمایه‌گذاری مولد پایین، فقر و نابرابری مناطق، حاشیه‌نشینی لجام‌گسیخته، عدم-انطباق کارای ساختار نهادی شهر و امثال این مشکلات است، راهبردهای غالباً تقلیدی کاربست‏شده، به‌جای آن‌که راه‌حل این مسائل بومی باشند، غالباً خود بخشی از مشکل شده‌اند. اقتباس کورکورانۀ راهبردها از &amp;amp;quot;یک بهترین سرمشقِ&amp;amp;quot; کشورهای صنعتی (راه‌حل‌محوری)، و نادیده‌گرفتن مسائل، شرایط و اقتضائات محیط بومی شهر تبریز، اجرای آن‌ راه‌حل‌ها را با مسئله روبه‌رو کرده و به ناتوانمندی حکومت شهری انجامیده است. &amp;amp;quot;نظم اجتماعی دسترسی محدود&amp;amp;quot; در تصمیم و تخصیص منابع شهری، باعث شده است که معدود ذی‌نفعان وضعیت نابسامان موجود، همچنان راه‌حل‌محوری را به‌جای مسئله‌محوری، پایۀ تحقیقات، برنامه‌ها و سیاست‌های پیشنهادی‌شان قرار دهند. مقالۀ حاضر در چارچوب نظریه نهادی جدید و روش هنر علم اقتصاد، ضمن بررسی انتقادیِ انتقالِ ترجمه‎ای راه‌حل‌های بافت دیگر و تلاش برای جاانداختن آن در بافتی متفاوت مثل شهر تبریز، نتیجه می‌گیرد که برطرف کردن چالش‌های پیش‌گفته، منوط به مسئله‌محوری و کاربست درست نظریات و مدل‌ها است. البته ذی‌نفعان وضع موجود مانع از مسئله‌گشایی به این طریق خواهند شد. لذا راه‌حل این است که در بزنگاه‌های تاریخی، گذار از وضع موجود به وضع مطلوب را چنان ترسیم کنیم که به‌جای تلاش برای حذف کامل ذی‌نفعان وضع موجود و در نتیجه برانگیختن مقاومت و خشونت‌ورزی آن‌ها، منافع‌شان را درگیر فعالیت‌های مولد و فراگیرکردن نظام تصمیم و تخصیص منابع بکنیم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی بازآفرینی محلات شهری با تأکید بر ارتقای کیفیت زیست پذیری (مطالعه موردی: محله سیروس منطقه 12 شهرداری تهران)</title>
      <link>https://www.juep.net/article_235052.html</link>
      <description>توسعه نامتوازن شهرها موجب عدم تعادل کالبدی، اقتصادی، اجتماعی، محیطی، مدیریتی و اجرا نشدن الگوی بازآفرینی در محله‌های شهری شده است. یکی از پیامدهای منفی چنین روندی فرسودگی بافت‌ها است که موجب کاهش سطح زیست‌پذیری می‌شود. هدف پژوهش اهمیت الگوی بازآفرینی محله سیروس در منطقه 12 شهرداری تهران با تأکید بر بهبود کیفیت زیست‌پذیری است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش کیفی- کمی است. جامعه‌ی آماری را 50 نفر از کارشناسان تشکیل می‌دهند. روش نمونه‌گیری غیر احتمالی و از نوع گلوله برفی است. اطلاعات تحقیق از طریق روش کتابخانه‌ای جمع‌آوری‌شده است. ابزار جمع‌آوری اطلاعات پرسش‌نامه از نوع سؤالات بسته است. برای تحلیل داده‌ها از مدل پانل دلفی استفاده شده است. نتایج نشان می‌دهد، وضعیت معیارهای کالبدی در 4 شاخص مسکن و فرسودگی، شبکه معابر، دسترسی و حمل‌ونقل، وضعیت معیارهای محیطی در 2 شاخص آلودگی و اقلیم و فضای سبز، وضعیت معیارهای اجتماعی- فرهنگی در 3 شاخص مشارکت و تعامل و ارتباط با مردم، هویت و حس تعلق به مکان، وضعیت معیارهای اقتصادی در 3 شاخص بودجه و سرمایه‌گذاری، امکانات و زیرساخت‌ها و فعالیت و اشتغال و وضعیت معیارهای مدیریتی در 3 شاخص یکپارچگی، طرح و برنامه و قوانین و مقررات نامطلوب است. می‌توان نتیجه گرفت که برنامه‌های بازآفرینی تهیه شده در راستای ساماندهی بافت‌های فرسوده با رویکردی یکپارچه به تمام ابعاد کالبدی، محیطی، اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی و اجرا نشده است. در نتیجه سطح زیست‌پذیری ساکنان محله سیروس کاهش یافته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل فضایی-زمانی مکان‌گزینی مراکز مدیریتی عمومی دولتی و تاثیر آن در تشدید جدایی‌گزینی فضایی تهران (1372-1400)</title>
      <link>https://www.juep.net/article_237041.html</link>
      <description>شهر تهران با شکاف فضایی تاریخی و قطب‌بندی آشکار شمال-جنوب مواجه است. این پژوهش با این فرض که الگوی مکان‌گزینی نهادهای مدیریتی دولتی می‌تواند بر تداوم یا تشدید این نابرابری اثرگذار باشد، به بررسی هم‌پیوندی مکانی این نهادها با شاخص‌های شکاف فضایی در بازه سه دهه اخیر (1372-۱۴۰۰) می‌پردازد. روش پژوهش، کمّی و تحلیلی-مکانی بوده و داده‌های آن شامل: موقعیت مکانی ۲۱ نهاد مدیریتی و دولتی، متوسط قیمت زمین، تعداد پروانه‌های تخریب و نوسازی و مساحت بافت‌های فرسوده در سطح مناطق ۲۲گانه تهران است. تحلیل‌ها با استفاده از نرم‌افزار ArcGIS و به کارگیری دو تکنیک «تحلیل مرکز میانه» (برای شناسایی الگو و روند جابه‌جایی مکانی نهادها) و «هم‌پوشانی مکانی» (برای سنجش ارتباط محل استقرار نهادها با شاخص‌های نابرابری) انجام شده است.
یافته‌ها نشان می‌دهد الگوی توزیع مکانی نهادهای مورد بررسی، تمرکزگرا و نامتوازن است. «مرکز میانه» این نهادها در شمال محور انقلاب قرار داشته و روند جابه‌جایی آن در طول زمان به سمت مناطق شمالی و مرتف‌تر شهر بوده است. نتایج تحلیل هم‌پوشانی نیز هم‌مکانی قابل‌توجهی بین کانون‌های استقرار نهادهای مدیریتی و پهنه‌های با «قیمت زمین بالا»، «تراکم بالای پروانه‌های نوسازی» و «مساحت ناچیز بافت فرسوده» را آشکار می‌سازد. این هم‌پیوندی فضایی، حکایت از آن دارد که الگوی مکان‌گزینی نهادهای دولتی در تهران، به جای نقش تعدیل‌گری، با کانون‌های تمرکز سرمایه و قدرت هم‌سو شده و احتمالاً به شکل‌گیری چرخه‌ای معیوب در تشدید جدایی‌گزینی فضایی دامن زده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>برآورد و پیش‌بینی درآمدها و منابع تأمین اعتبار شهرداری همدان</title>
      <link>https://www.juep.net/article_235886.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف: شهرداری‌ها به عنوان مهم‌ترین نهادهای ارائه‌دهنده خدمات عمومی شهری، برای انجام وظایف قانونی و تحقق برنامه‌های عمرانی، نیازمند درآمدهایی پایدار، قابل پیش‌بینی و متناسب با نیازهای اقتصادی و اجتماعی شهر هستند. در ایران، با گسترش فرایند تمرکززدایی و واگذاری بخشی از وظایف به دولت‌های محلی، بررسی ساختار و پایداری منابع مالی شهرداری‌ها بیش از پیش اهمیت یافته است. در این میان، شهرداری همدان به عنوان یکی از کلان‌شهرهای در حال رشد کشور، طی سال‌های اخیر با چالش‌هایی چون نوسانات اقتصادی، رکود بازار ساخت‌وساز، کاهش سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و ضعف در تنوع‌بخشی به منابع مالی مواجه بوده است. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر تحلیل روند درآمدی و ارزیابی منابع تأمین اعتبار شهرداری همدان طی سال‌های ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۲ و نیز پیش‌بینی ساختار درآمدی برای سال ۱۴۰8 است تا از این طریق چشم‌اندازی برای تصمیم‌سازی مالی و ارتقای پایداری درآمدی شهرداری فراهم شود.
روش‌ها: این پژوهش از نوع کاربردی و تحلیلی است و با رویکرد توصیفی–تحلیلی انجام شده است. داده‌های مورد استفاده از صورت‌های مالی و اسناد بودجه مصوب شهرداری همدان در بازه زمانی ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۲ استخراج شده و متغیرهای درآمدی بر اساس طبقه‌بندی وزارت کشور در قالب هفت گروه اصلی شامل: عوارض عمومی، عوارض اختصاصی، بهای خدمات و درآمد مؤسسات انتفاعی، درآمد وجوه و اموال شهرداری، کمک‌های اعطایی دولت و سازمان‌های دولتی، اعانات و کمک‌های اهدایی، واگذاری دارایی‌های سرمایه‌ای و مالی بررسی گردیده است. برای تحلیل روند و برآورد آینده درآمدها، از روش حداقل مربعات معمولی (OLS) و مدل‌های رگرسیونی سری زمانی استفاده شده است. داده‌ها پس از تعدیل تورمی، در قالب شاخص‌های رشد میانگین سالانه، نوسانات و سهم هر گروه از کل درآمد شهرداری تحلیل و با استفاده از برآورد مدل، پیش‌بینی درآمدها برای سال ۱۴۰8 انجام گرفته است.
یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که درآمدهای شهرداری همدان طی سال‌های مورد بررسی با نوسانات قابل توجهی همراه بوده است. عوارض اختصاصی با رشد متوسط ۳۴٫۲ درصد، ناپایدارتر از عوارض عمومی بوده و بهای خدمات و درآمد مؤسسات انتفاعی رشد ۳۵٫۹ درصدی داشته‌اند. درآمدهای حاصل از وجوه و اموال شهرداری با رشد ۶۱٫۳ درصدی، به ویژه از سال ۱۳۹۶ به بعد، سهم مهمی در تأمین منابع داشته است. کمک‌های دولت و سازمان‌های دولتی با نوسانات شدید و رشد متوسط ۲۴٫۲ درصد، از ثبات لازم برخوردار نبوده‌اند. اعانات و کمک‌های اهدایی با رشد متوسط ۳۳ درصد، در سال ۱۴۰۱ کاهش شدیدی را تجربه کرده‌اند. درآمد حاصل از واگذاری دارایی‌های سرمایه‌ای با رشد ۴۳٫۸ درصد، عمدتاً در دوره‌های تنگنای بودجه افزایش یافته و درآمد از واگذاری دارایی‌های مالی کمتر از یک درصد رشد داشته است. بر اساس مدل پیش‌بینی OLS، درآمدهای هر  6  کد درآمدی (از مجموعه‌ کدهای درآمدی) برای افق پنج‌ساله ۱۴۰۸ پیش‌بینی شده و نشان می‌دهد که ساختار درآمدی شهرداری همدان تا آن سال همچنان به همان ترتیب و سهم تقریبی حفظ خواهد شد. در این پیش‌بینی، منابع عمده شامل عوارض عمومی، واگذاری دارایی‌های سرمایه‌ای و وجوه و اموال شهرداری است و سهم سایر منابع همچنان محدود خواهد بود، که اهمیت تمرکز بر منابع پایدار و برنامه‌ریزی مالی منظم برای مواجهه با نوسانات اقتصادی را برجسته می‌کند.
نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد ساختار مالی شهرداری همدان همچنان از وابستگی بالا به درآمدهای ناپایدار، به‌ویژه واگذاری دارایی‌های سرمایه‌ای، رنج می‌برد و سهم درآمدهای پایدار شهری هنوز به سطح مطلوب نرسیده است.کاهش سرمایه‌گذاری‌های شهری در اثر رکود اقتصادی و تورم بالا، عدم تمایل شهروندان به پرداخت عوارض، کمبود ابزارهای نوین مالی و ضعف در شفافیت عملکرد مالی، از جمله عوامل مؤثر بر کاهش رشد درآمدی شهرداری در سال‌های اخیر است. لذا پیشنهاد می‌شود شهرداری همدان در برنامه‌های آینده با تنوع‌بخشی به منابع درآمدی، توسعه نظام مالیات و عوارض شهری، ارتقای بهره‌وری دارایی‌ها و گسترش سازوکارهای مشارکت عمومی–خصوصی، مسیر پایداری مالی خود را تقویت کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی علل مهاجرت از مرکز به حاشیه شهر تهران با روش تحلیل تماتیک</title>
      <link>https://www.juep.net/article_242362.html</link>
      <description>در دهه‌های اخیر، مهاجرت به‌عنوان جابه‌جایی موقت یا دائم افراد از یک مکان سکونتی به مکان دیگر، تأثیرات گسترده‌ای بر مدیریت شهری، تعادل فضایی و ساختار کلان‌شهرها بر جای گذاشته است. تهران به‌عنوان بزرگ‌ترین کلان‌شهر ایران با افزایش شدید قیمت مسکن و تشدید نابرابری‌های فضایی مواجه است که این شرایط زمینه‌ساز مهاجرت از مرکز به حاشیه شهر شده‌اند. این روند موجب افزایش فشار بر نواحی پیرامونی و بروز چالش‌هایی در پایداری توسعه شهری شده است. ازاین‌رو، شناسایی دقیق و نظام‌مند علل این جابه‌جایی برای تدوین سیاست‌های کارآمد ضروری است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تحلیل علل مهاجرت از مرکز به حاشیه تهران است؛ به‌گونه‌ای که شهر تهران به‌عنوان مرکز و مجموعه شهری پیرامونی آن به‌عنوان حاشیه در نظر گرفته شده است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با بهره‌گیری از روش تحلیل تماتیک انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۲۰ نفر از خبرگان حوزه‌های جغرافیا، شهرسازی و سیاست‌گذاری گردآوری و در نرم‌افزار MAXQDA طی شش مرحله کدگذاری و تحلیل شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که عوامل اقتصادی (فشارهای معیشتی)، نهادی (سیاست‌های ناکارآمد مسکن)، کالبدی (توسعه مترو و بهبود دسترسی)، زیست‌محیطی (آلودگی هوا) و اجتماعی-فرهنگی (بازنشستگی) مهم‌ترین محرک‌های این مهاجرت هستند که اغلب به‌صورت ترکیبی و هم‌افزا عمل می‌کنند. بر اساس نتایج، مدیریت این روند مستلزم سیاست‌های هماهنگ و یکپارچه در حوزه‌های مسکن، حمل‌ونقل، خدمات شهری و ارتقای کیفیت زندگی در مرکز و حاشیه تهران به‌منظور تحقق تعادل فضایی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و غربال شاخصهای مشارکت شهروندان در فضاهای سبز عمومی با رویکرد ترتیبات خط مشی و کاربست کشاورزی شهری</title>
      <link>https://www.juep.net/article_242621.html</link>
      <description>کشاورزی شهری در فضاهای سبز عمومی به‌عنوان یکی از رویکردهای نوین توسعه پایدار شهری، ظرفیت بالایی برای ارتقای کیفیت محیط شهری و تقویت مشارکت شهروندان دارد. با این حال، موفقیت این رویکرد به‌شدت وابسته به الگوهای نهادی است که مشارکت شهروندان را تسهیل یا محدود می‌کنند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و غربال شاخص‌های مؤثر بر مشارکت شهروندان در کشاورزی شهری واقع در فضاهای سبز عمومی با رویکرد ترتیبات خط‌مشی است. این پژوهش با رویکرد آمیخته کیفی–کمی و در دو مرحله انجام شد. در مرحله نخست، با تحلیل محتوای ۴۰ منبع معتبر داخلی و بین‌المللی، ۴۷ شاخص مشارکت در قالب ۱۳ مؤلفه و چهار بُعد منابع، بازیگران، قواعد و گفتمان شناسایی گردید. در مرحله دوم، به‌منظور دستیابی به اجماع و غربالگری شاخص‌ها، روش دلفی فازی با مشارکت ۲۶ نفر از خبرگان میان‌رشته‌ای به‌کار گرفته شد و نتایج آن با آزمون ناپارامتری فریدمن مورد ارزیابی پایایی قرار گرفت. یافته‌ها منجر به تأیید ۳۸ شاخص و اولویت‌بندی آن‌ها شد. نتایج نشان داد که بُعد منابع، به‌ویژه دسترسی فیزیکی و تخصیص فضا، بالاترین اهمیت را در شکل‌گیری مشارکت دارد و پس از آن ابعاد قواعد و مقررات، بازیگران و گفتمان مشارکت قرار می‌گیرند. در مجموع، مشارکت شهروندان در کشاورزی شهری به‌عنوان فرآیندی نهادی، نیازمند هم‌راستایی زیرساخت‌های فیزیکی، چارچوب‌های قانونی شفاف، سازماندهی بازیگران و گفتمان مشارکتی خروجی‌محور است. چارچوب پیشنهادی پژوهش می‌تواند به‌عنوان راهنمایی تحلیلی و سیاستی برای برنامه‌ریزی و حکمرانی مشارکتی فضاهای سبز عمومی مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مرور نظام‌مند و تحلیل علم‌سنجی پژوهش‌های جزایر گرمایی شهری: روندها، شکاف‌ها و چشم‌اندازها</title>
      <link>https://www.juep.net/article_242735.html</link>
      <description>پدیده‌ی جزایر گرمایی شهری (Urban Heat Island) یکی از چالش‌های مهم ناشی از شهرنشینی و تغییرات اقلیمی است که سلامت عمومی، مصرف انرژی و تاب‌آوری شهرها را تضعیف می‌کند. این پژوهش با هدف سامان‌دهی دانش موجود، ترسیم روندهای پژوهشی و شناسایی عوامل مؤثر بر تشدید جزایر گرمایی، یک مرور سیستماتیک همراه با تحلیل علم‌سنجی را ارائه می‌کند. داده‌ها با عبارت‌های کلیدی مرتبط از پایگاه Web of Science استخراج شد. برای تحلیل ساختار دانش و مصورسازی شبکه‌های هم‌رخدادی، هم‌نویسندگی و هم‌استنادی از نرم‌افزار VOSviewer استفاده شد و مرور کیفی نمونه‌ای برای استخراج شاخص‌های فضایی و عملکردی به‌کار گرفته شد. نتایج نشان می‌دهد انتشار مطالعات از ۱۹۹۹ تا ۲۰۲5 روند افزایشی داشته و از ۲۰۱۸ به‌طور محسوسی شتاب گرفته است. کشورهایی مانند چین، ایالات متحده و استرالیا بیشترین سهم نشر را دارند. تحلیل خوشه‌ای کلیدواژه‌ها چهار محور مفهومی شامل اقلیم و سلامت شهری، دما و سنجش از دور، طراحی و شکل شهر، و راهکارهای تعدیلی را نمایان ساخت. در مجموع ۲۳ شاخص فضایی-عملکردی مؤثر شناسایی شد که پوشش گیاهی، تراکم سطوح غیرقابل‌نفوذ و آلبدو از مهم‌ترین آنهاست. یافته‌ها پیشنهادهایی عملی برای کاهش اثرات جزایر حرارتی در مقیاس محلی و منطقه‌ای، پیشنهادهای اولویت‌بندی مداخلات شهری و راهنمایی برای سیاست‌گذاران و طراحان شهری ارائه می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل اثرات توسعه گردشگری در بافت‌های تاریخی (نمونه مورد مطالعه: محله دباغان قزوین)</title>
      <link>https://www.juep.net/article_242831.html</link>
      <description>توسعه گردشگری در بافت‌های تاریخی یکی از راهبردهای مؤثر ارتقای کیفیت فضایی، اقتصادی و اجتماعی محسوب می‌شود، اما تحقق آن مستلزم درک دقیق ادراک و تجربه جامعه محلی است. هدف این پژوهش، تبیین الگوی ادراک ساکنان محله تاریخی دباغان قزوین نسبت به توسعه گردشگری و شناسایی ابعاد مرتبط در سطوح کالبدی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی تفسیری و از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته انجام شد. جامعه پژوهش شامل ساکنان و کسبه محله دباغان بود که با روش نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی ۳۲ نفر انتخاب شدند. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA  و در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام شده است. در مرحله کدگذاری باز، ۵۲۱ کد اولیه استخراج شد، سپس با کدگذاری محوری این کدها به ۷ مقوله اصلی شامل «نگرش به میراث و حفظ بافت»، «رضایت از امکانات شهری»، «ارتقای امنیت و ایمنی»، «حفاظت از هویت فرهنگی»، «مشارکت اجتماعی»، «تقویت ظرفیت‌های اقتصادی گردشگری» و «دیدگاه نسبت به مشاغل محلی» سازمان‌دهی گردید و در نهایت، از طریق کدگذاری گزینشی، یک مقوله نهایی شکل گرفت با عنوان «ارتقای یکپارچه ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و کالبدی محله مبتنی بر توسعه گردشگری». یافته‌ها نشان داد که ادراک ساکنان یک الگوی چندبعدی هم‌افزا را دنبال می‌کند که در آن بهبود وضعیت اقتصادی، تقویت تعاملات اجتماعی، حفاظت فرهنگی و ارتقای کیفیت کالبدی به‌طور همزمان عمل می‌کنند. نوآوری پژوهش در ارائه این الگوی مفهومی تجربی و تحلیل دقیق ابعاد ادراک جامعه محلی است که می‌تواند چارچوبی کاربردی برای سیاست‌گذاری و مدیریت گردشگری در بافت‌های تاریخی مشابه فراهم کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از مسیر عبوری تا مکان سوم شهری: تبیین ظرفیت‌های مکان سوم در تقویت تاب‌آوری اقتصادی محورهای پیاده شهری (مطالعه موردی: پیاده‌راه سرزندگی، منطقه ۲ شهرداری تهران)</title>
      <link>https://www.juep.net/article_242905.html</link>
      <description>محورهای پیاده‌‌ شهری در سال‌های اخیر به‌عنوان یکی از ابزارهای مهم بازآفرینی فضاهای عمومی مورد توجه برنامه‌ریزان شهری قرار گرفته‌اند. با این حال، تجربه بهره‌برداری از بسیاری از این فضاها نشان می‌دهد که تداوم سرزندگی و پویایی اقتصادی آن‌ها در بلندمدت با چالش‌هایی مواجه است و در برخی موارد وابستگی به منابع مدیریت شهری را به همراه دارد. این وضعیت ضرورت توجه به مفهوم «تاب‌آوری اقتصادی» را در مقیاس اقتصاد خرد و در سطح فضاهای عمومی پیاده‌محور برجسته می‌سازد.
در این میان، مفهوم «مکان سوم شهری» به‌عنوان بستری برای شکل‌گیری تعاملات اجتماعی داوطلبانه، روابط غیررسمی و تجربه جمعی شهروندان می‌تواند چارچوبی تحلیلی برای فهم پویایی‌های اجتماعی-اقتصادی فضاهای عمومی فراهم کند. با وجود این، پیوند مفهومی میان ویژگی‌های مکان سوم و ظرفیت‌های تاب‌آوری اقتصادی در مقیاس محورهای پیاده شهری در ادبیات پژوهش کمتر مورد بررسی قرار گرفته است.
پژوهش حاضر با هدف تبیین ظرفیت‌های مؤلفه‌های مکان سوم شهری در تقویت تاب‌آوری اقتصادی محورهای پیاده انجام شد. رویکرد پژوهش، تحلیلی تبیینی و راهبرد آن، مطالعه موردی پیاده‌راه «سرزندگی» در منطقه ۲ شهرداری تهران است. داده‌های پژوهش از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با پنل خبرگان گردآوری شده و سازوکارهای استخراج‌شده با بهره‌گیری از روش دلفی تعدیل‌شده مورد ارزیابی و اجماع خبرگانی قرار گرفته ‌است.
یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد مؤلفه‌هایی همچون تسهیل تعاملات اجتماعی داوطلبانه، تقویت هویت جمعی، انعطاف‌پذیری عملکردی فضا و فعال‌سازی رویدادمحور، به‌عنوان ظرفیت‌هایی بالقوه در حمایت از پویایی فعالیت‌های خرد و تداوم نسبی تعاملات اقتصادی در محورهای پیاده شهری قابل تفسیر هستند.
بر این اساس، پژوهش با ارائه یک چارچوب مفهومی اولویت‌بندی‌شده، تلاش می‌کند سازوکارهای پیوند میان ویژگی‌های مکان سوم و ظرفیت‌های تاب‌آوری اقتصادی در مقیاس محورهای پیاده را تبیین کند. نتایج این پژوهش می‌تواند در هدایت فرایند برنامه‌ریزی، طراحی و مدیریت محورهای پیاده شهری، به‌ویژه در مرحله بهره‌برداری، به‌عنوان مبنایی تحلیلی برای تقویت پویایی اجتماعی-اقتصادی این فضاها مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و اولویت‌بندی فرصت‌های کارآفرینی در حمل‌ونقل هوشمند شهری همدان با رویکرد آمیخته و ویکور فازی</title>
      <link>https://www.juep.net/article_242957.html</link>
      <description>شناسایی و اولویت‌بندی فرصت‌های کارآفرینی در حمل‌ونقل هوشمند شهری همدان با رویکرد آمیخته و ویکور فازی
رشد شتابان شهرنشینی شهرهایی مانند همدان را با چالش‌های مزمن حمل‌ونقلی از جمله ضعف ساختاری ناوگان عمومی و تراکم ترافیک روبه‌رو ساخته است. از یک سو، رویکرد شهر هوشمند با ارائه راه‌حل‌های فناورانه، ظرفیت بالقوه‌ای برای تبدیل این مسائل به فرصت‌های سرمایه‌گذاری کارآفرینانه دارد از سوی دیگر، عدم‌قطعیت فزاینده در شناسایی فرصت‌های اولویت‌دار ریسک هدررفت منابع مالی و مدیریتی را افزایش می‌دهد. از این‌رو اولویت‌بندی نظام‌مند این فرصت‌ها نیازی ضروری برای تخصیص هدفمند سرمایه‌گذاری‌ها به‌شمار می‌رود.هدف این پژوهش شناسایی و اولویت‌بندی فرصت‌های کارآفرینی در حمل‌ونقل هوشمند شهری همدان با رویکرد آمیخته است. در مرحله کیفی با مرور نظام‌مند اسناد و مستندات شهرهای هوشمند، شش فرصت نهایی در قالب محصول/خدمت استخراج شد. در مرحله کمی ۱۶ خبره از دانشگاه، شهرداری، شورای شهر و فعالان هوشمندسازی، معیارهای ارزیابی را از طریق مقایسه‌های زوجی وزن‌دهی و عملکرد فرصت‌ها را ارزیابی کردند. وزن معیارها با تحلیل سلسله‌مراتبی فازی(FAHP) و اولویت‌بندی با روش ویکور فازی(Fuzzy Vikor) انجام شد. نرخ ناسازگاری قضاوت‌ها (۰/۰۲) تأییدکننده اعتبار اوزان بود. یافته‌ها نشان داد )فراهم‌بودن زیرساخت‌های فناوری( (وزن 165/0)، )نیاز بازار( (158/0) و )پتانسیل رشد بازار( (135/0) مهم‌ترین معیارها هستند. رتبه‌بندی نهایی حاکی از اولویت‌های نخست (مدیریت ترددها) (شاخص ویکور 0206/0) و (هوشمندسازی اتوبوس‌ها و تاکسی‌ها) (شاخص ویکور 0322/0) و اولویت آخر (ایستگاه شارژ وسایل نقلیه الکتریکی) (شاخص ویکور 1752/0) است. این نتایج نشان می‌دهد فرصت‌های دارای بیشترین همراستایی با زیرساخت‌های موجود و نیاز بازار، اولویت بالاتری برای سرمایه‌گذاری دارند. پژوهش حاضر با تبدیل مسائل شهری به فرصت‌های اولویت‌بندی‌شده، نقشه راهی تصمیم‌یار برای کارآفرینان و مدیریت شهری ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
